کنز عشقاند
مدیر سایت
|
چهارشنبه, ۳۱ اردیبهشت ۹۹
|
۲۵
کنز عشقاند
(شعری از #علیرضا_قزوه در رثای جانباز شهید حاج #میرزا_محمد_سلگی، فرمانده گردان قمر بنی هاشم علیهالسلام که به یاران شهیدش پیوست)
بادهنوشان خانه آباد در خرابات او خرابند
چند در زخم و خون و آتش؟ وقت آن شد کمی بخوابند!
باد بودند و تیر سرکش، خاک بودند و آب و آتش
بعد از این شعلهاند و طوفان، بعد از این نور و آفتابند
گنج علماند و کنز عشقاند، شهره تا آن سوی دمشقاند
سطرهای کتاب دردند، فارغ از دفتر و کتابند
با دوپای بریده چون کوه ایستادند و قد کشیدند
سربلندان کوی ایثار، سر به زیران انقلابند
فصل گلچینی است و این خاک پشت هم میزبان باغیست
لالههای دیار عرشند، عاشقانی که در حجایند
خوش به حال شما که نورید، روشنان دم ظهورید
جلوۀ صبح را نبینند چشمهایی که مست خوابند
خاک را غرق نور کردند، از قیامت عبور کردند
موجها تا همیشه موجند، آبها تا همیشه آبند

مدیرکل
مدیر سایت